تبليغاتX
! بی خیال داداش، اوه... ببخشید آبجی

! بی خیال داداش، اوه... ببخشید آبجی

(ربطی به سازمان آزادی بخش فلسطین ندارد)

جناب آقای آصفی را می توان مردی برای تمام فصول دانست! ایشان در تمامی دولت های جمهعوری اسلامی مشغول تکذیب کردن هستن!

خلاصه بگوییم که ایشان برایش فرقی نمی کند خاتمی رییس جمهور باشد یا احمدی نژاد طرف مقابل کلینتون باشد یا بوش ایشان وظیفه ی خطیر تکذیب کردن را فراموش نمی کنند.

یاد سعید الصحاف بخیر که داشت توی ماهواره می گفت ما پوز آمریکا را به خاک می مالیم و از این حرفا یک دفعه زیر نویس به زبان انگلیسی آمد که بغداد سقوط کرد!

این آقای آصفی اما روی سعید الصحاف را هم سفید کرده است. ایشان فقط مانده وجود خودش را تکذیب کند.

خبر مهم مهم مهم: طبق آخرین گزارشات آقای آصفی در آخرین کنفرانس خبری شان هر گونه تکذیب کردن را تکذیب کردند!

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 16:10  توسط سافی دراز  | 

  تصوير نجات بشريت

دیگر نگران نباشید تمام مشکلات بشریت حل شده است. چقدر این دانشمندان توی سرو کله یکدیگر زدند تا کشفیات کنند. خودشان را قیچی کردند و  هر چیزی را که اختراع کردند دیدند فایده ای ندارد. تا اینکه بالاخره در این عصر دود و آهن که همه دارند به دنبال سلاح اتمی می گردند و با اینکه اضافه وزن بیداد می کند به هر طریقی می خواهند کیک زرد را به دست بیاورند یک نفر پیدا شده که اصلا به ما مربوط نیست کیست و یک نرم افزاری را کشف کرده به نام "بیت دیفندر" این یک آنتی ویروس است . که خیلی خدا است. اگر بگویم تاکنون چندین کنفرانس مطبوعاتی با حضور ما اینجا برگزار شده که نماینده بیت در جهان درباره ان به سخنرانی پرداخته باورتان نمی شود. در ضمن یک فرد خیر پیدا شده که می خواهد یک کتاب در باب خوبی های بیت بنویسد. آخر اعتقادات این شخص با بقیه خیلی متفاوت است. او می گوید: من بیت دیفندر دارم پس هستم. این مسئله تا جایی پیش می رود که مثلا اگر شما در خانه تان شام نداشته باشید ولی بیت دیفندر داشته باشید به زودی مشکلاتتان حل خواهد شد. شما به آدرس سایت بیت بروید و ببینید با چشمان خودتان که من بدبخت چه می گویم. به جای تمام آنتی ویروس های دنیا از آن بهره بگیرید و روز مادر و پدر و برای تمام فک و فامیل آن را هدیه ببرید. در صورت تمایل به داشتن فوری بیت به ما میل بزنید. اما اینکه خودتان بگردید و آن را بیابید لذتی دیگر دارد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 16:52  توسط سافی خانوم  | 

ای سیاه  سوختگان تاریخ ای همیشه له شدگان تاریخ ای ذغال آخته های سرزمین های دور بتازید. به پیش بتازید و سربازان کوروش کبیر را در هم بکوبید. دروازه ی تمدن بزرگ و غرور آفرین آریایی را  سوراخ سوراخ کنید.

پرچم غرور آفرین آنگولا!

رفقای آنگولایی انتقام خود را بگیرید از این آریایی های پر شکوه و عظمت. ای سیاهان  که نژادتان پست است بتازید به این نژاد پاک آریایی!

رفقای آنگولا ! چشمان خلق های تحت ستم آفریقا به پاهای شماست تا با این پا محکم بردهان نوادگان داریوش و کوروش بکوبید.

سربازان کوروش کبیر که قرار بود جهان را فتح کنند اکنون در مقابل پاهای شما افتاده اند به التماس اما شما باید با افتخار کامل کل تومار امپراتوری های پر شکوه هخامنشی و ساسانی را در هم بکوبید. ای سیاهان شما وارثان جهانید شمایید که باید خون کوروش کبیر و نوادگان صغیرش را در شیشه کنید!

رفقای آنگولا به پیش شما می توانید تاریخ را واژگون سازید.

یک غیور مرد آنگولایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 11:44  توسط سافی دراز  | 

همه چیزی که در فکر ماست خدمت به خلق است. ما به جوانان این مرز و بوم بی در و پیکر و بی صاحاب لینک دادیم تا آنان نیز به ما لینک بدهند و در یک تعامل دوطرفه مهدی جان را وادار کنیم زودتر بیاید و این قدر با اسم مستعار(قائم) دخترهای مردم را سر کار نگذارد. ما همه چیز را به جان خریدیم. اما دیگر این افشاگری ها را تاب نمی اوریم .بروید بخوانید ببینید چگونه بر ما ظلم روا می دارند فمینیست هایی که خود را حامی زنان تحت ستم می دانند اما خود سرسپردگانی بیش نیستند. من همین جا این حرکت های ضد بشری را نابود اعلام می کنم و می گویم هم اکنون به یاری رنگارنگتان نیازمندیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 11:22  توسط سافی خانوم  | 

ببخشید سافی ها، اما دلم گرفته می خواهم چس ناله ای کنم اساس، سافی خانوم می گه دست هایی پشت پرده هستند که ناله ها را به چس ناله مبدل می سازند.

سافی دراز می گه همون دست هایی که اورانیوم غنی می کنند در چین و ماچین؟!!

می گوئیم هیـ...ـیـ...ـس باز حرف سیاسی نزن بچه جان. آخه ما رو چه به غنی کردن اورانیوم حالا که دلمان هم کلی گرفته.

سافی خانوم می فرمایند: اگر دلت گرفته برو خلاء

می پاسخم که: خلاء هم دیگر کفاف انبان دل ما را نمی دهد.

همان چس ناله نماییم بهتر است. مگر اینکه این سافی دراز فکری بکند به حال خودش.

سافی دراز می گوید: ما را چه؟

می گوییم خفه شو بچه...

و درز می گیریم باقی ماجرا را تا گندی نزده باشیم و این بیمزه ای که نوشتیم، زیادی به ما فشار نیاورد؛ اما، دلمان همچنان گرفته.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 11:22  توسط سافی تپل  | 

نه من امروز می خواهم تکلیفم را روشن کنم. اصلا به شما مربوط که با کی. یعنی ما بعد از یک عمر زندگی در این بلاد شرقیه ایرانیه نباید با یکی رفته باشیم و یک آب پرتغالی زده باشیم. آخه این دلسته که یک سری سودجو و از خدا بی خبر که حتی یک یس خواندن از دستشان بر نمی اید و همه اش به دنبال آلات موسیقی هستند بروند و با هر ننه قمری آب زرشک بخورند و ما همینطور بنشینیم و نگاه کنیم. تازه آنچه که روح پیر و پاتال(۲۵۰۰ ساله) ایرانی ما را به درد اورده این است که یک مشت از این جز جگر زده های خرده بورژوا می روند در انجام کارهای خارجی(بیت دیفن...) کوشش می کنند و ما هنوز در قعر صفحات مطبوعات دست و پا می زنیم.در همین حال هستند کسانی که خودشان تعیین می کنند که صفحه اول و دوم مطبوعات مال خودشان باشد تا چهره منحوس خویش را به نمایش نامحرمان بگذارند. تازه ویزا هم ندارند. این بی شرمان پا را از این هم فراتر گذاشته و می خواهند لوگول آن مطبعه را نیز تغییر دهند. ای وای مهدی جان کجایی پس چرا نمی آیی دو تا نون گرفتن که این همه طول نمی کشه آخه. می بینید چه بر سر غرور ملی مان امده که حتی راه مبال را گم کرده ایم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 15:20  توسط سافی خانوم  | 

امروز بعداز ظهر ايران در يك بازي مفتضحانه به پرتغال خواهد باخت. واي به حال برانكو و علي دايي اگر ايران ببرد انها را به اشد مجازات محكوم خواهيم كرد چرا كه با اين جنايت بزرگ كارگران بدبخت و بيچاره كارگاه هاي زيرزميني را از غذا خوردن محروم خواهند ساخت. همين كارگراني را كه در پست هاي قبلي لال ماني گرفته بودند و حالا چنان به سخن پراكني پداخته اند كه مخ من بدبخت تبديل به تيليت شده است. البته من نيز از همين قشر محروم هستم و از فردا ملت ايران را از ديدن يكي از زيباترين صحنه هاي هستي محروم خواهم كرد چرا كه ديگر كفش هايم را نمي پوشم. بايد انشعاب كرد و به بيزينس پرداخت كتك مي زنند نفقه نمي دهند بچه ها را نيز با خود مي برند. من همين جا از اين رييس جمهور كه آن طرف جا نبود خدا آن را براي ما فرستاد مي خواهم كه به جاي اينكه اينقدر هاله شان را سشوار كنند كه پف كند و بروند به پوتين پز بدهند كاري كنند كه ايران ببازد.

در ضمن از كليه كساني كه فكر مي كنند در حد ماركوزه و آدورنو و بقيه برو بچز هستند و مي خواهند در قسمت هاي تحتاني روزنامه هاي كثيرالانتشار (كه بايد تمام تهران را به دنبالشان گشت) مطلب داشته باشند دعوت مي شود بروند براي خودشان يك وبلاگ بزنند و كافل بفروشند. اگر هم م. آ زنگ زد و سفارش كافل داد بگوييد هر وقت كارگران سخن گفتند غذايتان را مي فرستيم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 15:55  توسط سافی خانوم  | 

سافی تپل در حال پرتاب بومرنگی از اعمال شیطانی که قطعاً به خودش بازخواهد گشتجونم به لبم رسید از دست این میکروب. سافی دراز رو می گم. اعصاب آدم رو به هم می ریزه، اصلاً بهداشت رو رعایت نمی کنه مردک ابله. آخه چی بگم؟ چنان عطسه کرد تو صورت من که حالم رو بهم زد. می گم مگه من خرزه ام؟!!! همه گند و کثافت تو دماغش رو ریخت روی من بهداشتی. لعنتی، آخه همین کارها رو کردی که هیچکی باهات دوست نمی شه دیگه. حالا خوبه سافی خانوم نبود، اگرنه حسابی ناراحت می شد. خوب این پسر حتماً تاوان کار بدی رو که کرده می بینه. روایت هست از صدر اسلام که هر کار خیر و شری مثل بومرنگ به طرف خود فاعل اون کار بر می گرده. یکی گفته که:سرعت آب دهانی كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 15:21  توسط سافی تپل  | 

سافی تپل در کلاس کاراتهمن امروز رفتم کلاس کاراته. هم رفتم و هم در رفتم. آخه می خواستم مثل این وبلاگ قوی بشم. اما مثل این یکی نحیف و ظریف شدم... آه، بگذریم دررفتم وقتی دیدم مردک مربی او اون اول همه رو قطار کرده و با چوب می زنه به کمرشون و اگه چوب نشکنه یا کمرشون، دوباره می زنه، من هم با خودم گفتم تا کمر من نشکسته فرار رو به قرار ترجیح دادن عیق تعقل است، مثل این وبلاگ که خیلی خیلی تعقل می کند. راستی اینجا هم توانستم مساله را تحلیل کنم، اگر مشکلی در زمینه تحلیل دارید به اینجا نروید که بیچاره می شوید.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 14:34  توسط سافی تپل  | 

بعضی ها خیال کرده اند که می توانند خودشان را به ما متصل دانسته و از این راه اعتباری چند کسب کنند اما ما در همین جا شدیدا و اکیدا هرگونه رابطه ی ایشان با ما و هرگونه آشنایی شان را با ما تکذیب کرده و همچون آن بانوی پا بر لب گور که قدیم ها می خواند : ای غریب آشنا دوست دارم بیا!

از همه غریب های آشنا دعوت به عمل می آوریم که اگر خیلی دوست دارند در وبلاگستان به رزم و جنگ بپا خیزند به این همرزمان بپیوندند تا با  ایمان ستم بکشند. کسانی که خیال می کنند چه زیبا و شاعرانه است وقتی کارگران سخن می گویند!

اما جای این سوال همچنان باقی است که پس این کارگران عزیز کی می خواهند سخن گویند!؟ چون ما هر چه گشتيم تنها سه تا پست ديديم!

درضمن اعلام می داریم اگر تا چند ساعت دیگر تعداد قابل توجه ای کامنت و ایمیل برای ما فرستاده نشود در یک اقدام شدید پرچم ترینیداد و توباگو را به آتش خواهیم کشید و تازه با مامانمان هم قهر خواهیم کرد. تا روزنامه نويس شويم!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 14:29  توسط سافی دراز  |